حسن حسن زاده آملى

446

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

مكان ، در حديث آمده كه : حق تعالى خلق اولين و آخرين را در صعيد واحد جمع كند . و منوّر اين مطلب كه گفتيم كه « نشأهء علميّه است » رجوع به عالم نفس است كه كتاب آفاق و كتاب انفس مطابق‌اند ، و مولوى اشارت به رجوع فرمود به قولش : « هست در دل زندگى دار الخلود - اه » . پس از باب « النّوم أخ الموت » بدانكه آنچه در خواب ممثّل مىشود همه علوم نفس است خواه سماء تظلّك ، و خواه أرض تحملك ، و خواه انسان يخاطبك ، و خواه مبهّجات ، و خواه موذيّات . و همان علوم نفس كه در بيدارى است در خواب امور عينيّه و عيانيّه مىشود ، و نفس خلاقيّت دارد . و تخيّل چه در نوم و چه در يقظه به انشاء نفس است ، نهايت اگر مثل اضغاث احلام است مطابقى ندارد ، و اگر مثل رؤياى صادقه است از صور عالم مثال و مثل آن مطابق دارد ، پس تمام آنها عين حيات و عين علم حضورى اويند بلكه از اعمال و نيّت بسته‌اند . اگر گوئى كه جمعى از محقّقين متكلّمين بر آننند كه جنّت و نار بالفعل خلق شده‌اند ، و برخى از آنها بر آنند كه مخلوق نشده‌اند و بعد از اين از اعمال و ملكات و نيّات مخلوق شوند ، و ظاهر كلام مولوى مذهب ثانى است و اين خلاف تحقيق است ؟ گوييم : اينكه فرموده : « از اعمال و نيّت بسته‌اند » موافق تجسّم أعمال است كه در احاديث است و مطابق است با امثال اين خبر كه : فى الجنّة قيعان غراسها سبحان اللّه . و ليكن مع هذا قبل از خلقت عالم ، خلقت جنّت شده ، سيّما جنّت روحانى كه جنّت صفات كبريائى و جنّت عقول كلّيّه باشد ، و قبليّت جنّت صورى به اعتبار وجود آن است فى نفسها ، پس باكى نيست از تأخّر وجود رابطى آن نسبت به اعمال و ملكات ما . وجه ديگر آنكه أعمال و ملكات ما كه در علم حقّ بوده مادّهء خلقت آنهاست . وجه ديگر آنكه حكماء فرموده‌اند : « الأزمنة و الزمانيّات بالنسبة الى العقول